داستان مشدال

یک داستان مشدالی زیبا و قدیمی

طنز ۳ دقیقه مطالعه
در زمان‌های بسیار دور، مردی به نام «علی‌بابا» که هیزم‌شکن فقیری بود، در نزدیکی بغداد زندگی می‌کرد. روزی علی‌بابا درحال جمع کردن هیزم در جنگل بود که ناگهان صدای پای اسب‌هایی را شنید. خودش را پشت درختی پنهان کرد و دید که چهل سوار با اسب‌هایی سریع و لباس‌های سیاه، جلوی صخره‌ای بزرگ ایستادند.

یکی از آن‌ها که رهبر گروه بود، جلو آمد و فریاد زد: «باز شو، سسمی!» به‌محض اینکه این کلمه‌ها را گفت، سنگ بزرگی کنار رفت و غاری بزرگ نمایان شد. سواران به‌ترتیب وارد غار شدند و در داخل آن ناپدید شدند. علی‌بابا بادقت هر لحظه را تماشا کرد و منتظر ماند تا آن‌ها از غار بیرون بیایند.

پس‌از چند دقیقه، سواران از غار بیرون آمدند. رهبرشان دوباره گفت: «بسته شو، سسمی!» و سنگ غار به‌جای خود بازگشت. چهل دزد با اسب‌هایشان دور شدند و در اعماق جنگل ناپدید شدند. علی‌بابا که از آنچه دیده بود، هیجان‌زده و کنجکاو شده بود، از مخفیگاهش بیرون آمد و به‌سمت صخره رفت. همان‌گونه که از رهبر دزدان شنیده بود، با صدای بلند گفت: «باز شو، سسمی!»

سنگ کنار رفت و غار پر از طلا و جواهرات و اشیای قیمتی نمایان شد. علی‌بابا باحیرت به این گنج عظیم نگاه کرد و با خود فکر کرد که مقداری از آن را بردارد تا به زندگی ساده و فقیرانه‌اش رونق بخشد. او چند کیسه طلا را برداشت و با خوشحالی به خانه برگشت. بی‌آنکه به کسی از این راز شگفت‌انگیز چیزی بگوید.

اما قصه به اینجا ختم نشد. برادر علی‌بابا، قاسم، وقتی از ماجرا باخبر شد، طمع کرد و تصمیم گرفت خودش نیز به غار برود. او فراموش کرد کلمۀ جادویی را درست بگوید و در داخل غار گرفتار شد. در نهایت، دزدان متوجه حضور او شدند و او را به هلاکت رساندند.

بعداز مدتی، دزدان مطلع شدند که کسی به گنجینۀ آن‌ها دست یافته است. آنها تصمیم گرفتند علی‌بابا را بیابند و او را از بین ببرند؛ اما در این میان، خدمتکار باهوش و زیرک علی‌بابا به نام مرجانه، نقشۀ شوم دزدان را کشف کرد و با تیزبینی خود، یکی پس‌از دیگری دزدان را فریب داد و از بین برد. او در پایان داستان، علی‌بابا و خانواده‌اش را با تدبیر خود از خطر نجات داد و گنجینه را از گزند دزدان حفظ کرد.
گفت‌وگو درباره داستان

نظرات خوانندگان

۲ نظر
شبگرد
شبگرد

بنظر من جای اصلاح هنوز هست.
ازین بهتر هم میتونه بشه.

شبگرد
شبگرد

عالی بود ازین بهتر نمیشد.