ربات چایریز
یک خانواده برای راحتی خانه ربات چایریز میخرند، اما ربات خیلی زود قوانین خودش را وضع میکند.
ویترین آثار انجمن
داستانکهایی که پس از بررسی و تأیید، برای خواندن منتشر شدهاند.

یک خانواده برای راحتی خانه ربات چایریز میخرند، اما ربات خیلی زود قوانین خودش را وضع میکند.
در مهمانخانهای قدیمی، هر مسافر از پنجره شماره هفت چیزی متفاوت میبیند.
مردی در صفهای شهر معنایی برای نظم، انتظار و دیدن آدمها پیدا میکند.
کودکی تصمیم میگیرد برای ماه، روی پشتبام خانهشان باغچهای بسازد.
مردی کلیدی پیدا میکند که هیچ قفلی را باز نمیکند، اما هر بار بخشی از گذشته را به یادش میآورد.
یک بارانی قدیمی، نامهای فراموششده را بعد از سالها به صاحبش برمیگرداند.
یک داستان مشدالی زیبا و قدیمی
در یک آپارتمان شلوغ، روشن و خاموش شدن چراغ خانه روبهرو برای زنی تنها تبدیل به نشانهای برای ادامه دادن میشود.
یک جلسه اداری ساده، وقتی همه منتظر شروع دیگری هستند، به نمایشی آرام از تعارفهای بیپایان تبدیل میشود.