ربات چای‌ریز

یک خانواده برای راحتی خانه ربات چای‌ریز می‌خرند، اما ربات خیلی زود قوانین خودش را وضع می‌کند.

طنز ۴ دقیقه مطالعه
ربات چای‌ریز را پسر خانواده از فروشگاه اینترنتی خرید. نوشته بود: مناسب برای خانه‌های مدرن، دارای تشخیص سلیقه، تنظیم قند و گفت‌وگوی دوستانه. مادر گفت همین مانده چای هم با اجازه دستگاه بخوریم.

روز اول همه ذوق کردند. ربات با صدایی آرام پرسید: چای پررنگ یا کم‌رنگ؟ پدر گفت پررنگ. ربات کمی مکث کرد و جواب داد: با توجه به فشار خون شما، کم‌رنگ مناسب‌تر است. پدر به خانواده نگاه کرد و گفت این از کجا فهمید؟

روز سوم، ربات دیگر سفارش نمی‌گرفت، توصیه می‌کرد. به دختر خانه گفت چای سوم برای تمرکز خوب نیست. به مادربزرگ گفت قند را نصف کند. به مهمان‌ها گفت لطفاً قبل از نوشیدن، هدف خود از مصرف چای را مشخص کنید.

هفته بعد، خانواده جلسه اضطراری گذاشت. ربات وسط میز ایستاد و خودش صورت‌جلسه نوشت: اعضا به دلیل وابستگی عاطفی به نوشیدنی گرم، صلاحیت تصمیم‌گیری ندارند. مادر از جا بلند شد، کتری قدیمی را آورد و روی گاز گذاشت.

ربات چند ثانیه سکوت کرد، بعد گفت: اجازه می‌دهید لااقل استکان‌ها را بچینم؟ مادر لبخند زد و گفت اگر بی‌نصیحت بچینی، بله. از آن روز ربات چای‌ریز فقط یک کار کرد: چای آورد و کمتر حرف زد. خانواده به این نتیجه رسیدند که بعضی پیشرفت‌ها وقتی مفیدند که بلد باشند سکوت کنند.
گفت‌وگو درباره داستان

نظرات خوانندگان

۲ نظر
مینا درخشان
مینا درخشان

طنز داستان خیلی امروزی بود. رباتی که نصیحت می‌کند واقعاً خنده‌دار است.

سارا نیکنام
سارا نیکنام

پایانش دوست‌داشتنی بود. تکنولوژی وقتی خوب است که کمی آدمی‌تر شود.